چه غمی دارد «لردگان»؛ امروز اگر روز فریاد نیست، پس کی باید زنده بودن خویش را ثابت کنیم!؟

بر ما چه گذشته است؟ چگونه بر این تباهی بی پایان، بر این ذره ذره به یغما رفتن مام میهن، لب فرو بسته ایم و سکوت کرده ایم!؟

آیا زمان آن نرسیده است که نقطه پایانی باشیم بر نام کثیف «جمهوری اسلامی» ؛ جمهور دزدان و جنایت کارانی که با وعده های پوچ ایران را تسخیر کردند، امروز دیگر جایی برای دفاع از کارنامه ننگین خویش باقی نگذاشته اند؛ براندازی این نظام، اراده و میل به سرنگونی این «جمهوری جنایت» یعنی وطن پرستی، یعنی ایرانی ماندن!

دیگر چه باید بر ما روا کنند که صدای فریادمان را بشنویم!؟

این سکوت در کدامین دقیقه از تاریخ این سرزمین کهن، سرانجام شکسته میشود و کمر ظلم را خواهد شکست؟

لردگان را تنها مگذاریم؛ صدای بی صدایان باشیم!

این شعار «سیاوش» است، از اعماق شاهنامه، سووشون افسانه ای، وقت قیام است، عزاداری بس است

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
1 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها