کرونا یاب و خاطره ای از دوران جنگ

امروز که مضحکه خجالت آور رونمایی از آخرین دستاوردهای سپاه پاسداران را درباره ویروس یاب کرونای دوقطبی دیدم یاد دوران جنگ ایران و عراق افتادم.

من چون مدت زیادی است که از ایران بیرون آمده ام خیال میکردم با گذشت زمان و گسترش اینترنت و ارتباطات سطح فهم و شعور که نه، لااقل سطح عقل و ادراک کارگزاران نظام مقدس، کمی رشد کرده باشد اما با دیدن شامورتی بازی امروز به این نتیجه رسیدم که همان آش و همان کاسه ای که در دوران جنگ بود هنوز هم هست. مضافا اینکه در دوران جنگ، انسانهای با شرافت که برای آزادی آب و خاک شان می جنگیدند در بدنه سیستم وجود داشتند اما الان هرکس توی این تشکیلات مانده،یا دستش به خون بی گناهان آغشته است و یا دستش در اختلاس و دزدی و کلاهبرداری آلوده.

بهرحال، در دوران جنگ من مدت کوتاهی مسئول یک واحد تولیدی قطعه سازی ماشین در بخش خصوصی بودم. در آن سالها مواد اولیه نبود و واردات بشدت به مشکل برخورده بود و همه صنعتگران سعی میکردند با حداقل امکانات و تجهیزات نیازهای زندگی مردم را تا حدودی تامین کنند. آن دوره داشتن یک دستگاه تزریق که مثلا زنبیل پلاستیکی یا دمپایی تولید کند خیلی با اهمیت بود چه برسد به ساخت قطعات اتومبیل با دستگاههای سی ان سی ساخت آلمان که از دوره شاه وارد شده بود ولی با شروع انقلاب و هرج و مرج نصب و راه اندازی نشده بود.

بالاخره با همت و پشتکار تعداد زیادی اساتید و دانشجو و استادکار و غیره یکی از آن دستگاهها راه اندازی شد و خبرش مثل بمب توی تهران پیچید. یادم نیست چگونه و از کجا خبر به کمیسیون صنایع مجلس رسید. یک روز گفتند اعضای کمیسیون مجلس می خواهند بیایند از خط تولید شما دیدن کنند و اگر مشکلات ارزی و گمرکی دارید را به انها بگویید تا حل کنند.

یکروز دیدیم ده دوازده نفر هم از مجلس و هم از سازمان صنایع که آن موقع وزارت نبود بلکه سازمان بود و چند تا آخوند از جاهای مختلف توسط چهار پنج تا ماشین نیسان پاترول به شرکت ما آمدند.

آن موقع نیسان پاترول تازه به ایران آمده بود و یک ماشین لوکس و اعیانی بود.

خلاصه وقتی که ما خط تولید را نشان دادیم و انها دیدند که مثلا چطور یک قطعه پلاستیکی  یا آلومینیومی یا چدنی را  نقشه اش را به کامپیوتر دستگاه میدهیم بعد با فشار دادن یک دکمه دستگاه بطور اتوماتیک یک قطعه پلاستیک یا یک قطعه فلزی را بالا و پایین می برد و چپ و راست میکند و سوراخ می کند و برش میدهد و فرم میدهد و در آخر تر و تمیز می کند و  قطعه مورد نظر را تحویل میدهد، اینها کف کرده بودند و صدای الله اکبر و سبحان الله گفتن شان بلند شده بود.

وقتی بازدید تمام شد. یکی از آنها که آخوند بود شروع به سخنرانی کرد و همان حرفهای تکراری که تحریم اقتصادی مایه برکت ما شده و الان شما رزمندگان پشت جبهه در سنگر تولید دارید به کشور امام زمان خدمت می کنید و از این شر و ورها.

بعد آنقدر هیجانی شده بود که می گفت امریکا و انگلیس غلط می کنند به ما قطعه هواپیما و فانتوم نمیدهند. به درک که نمیدهند. ما خودمان در همین جا قطعات فانتوم می سازیم. در این موقع صدای تکبیر بلند شد!

بعد در همان حال رو به من کرد و گفت: آقای مهندس! شما به ما قول بده که دفعه دیگر که امدیم قطعات فانتوم را درست خواهید کرد!

حالا ما چی تولید می کردیم؟

دسته شیشه بالابر پیکان!

موقع خداحافظی، یکی از آخوندهای اشکول می پرسید: آقاجان! شما چرا نیسان پاترول تولید نمی کنید؟ الحق که  ماشین خیلی خوبیه!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
3 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها