کمکهای ایران به حرکتهای جهانی زنان در زمان پهلوی

ایرانیان شناگران قابلی هستند اگر آب ببینند. مهرانگیز دولتشاهی از فعالین حقوق زنان که نمایندگی مجلس شورای ملی،  ریاست شورای جهانی زنان و سفارت ایران در دانمارک را در کارنامه خویش دارد در این مصاحبه بیان میکند که چگونه در زمان ریاست او بر شورای جهانی زنان، حکومت ایران ازحرکتهای این شورا حمایت مینمود. برای مثال برای برگذاری سمیناری در افریقا برای ارتقاء سطح زنان در جامعه وی از سازمانهای جهانی تقاضای کمک میکند و چون ایرانی است برخی میگویند ایران ثروتمند است چرا از ما کمک میخواهید؟ در پایان نیز پس از دریافت مبالغی از بعضی سازمانها، با کمک پنجاه هزار دلاری شهبانو سمینار برگذار میشود (28:30). سمینارها و نمایشگاههای جهانی دیگری نیز راجع به حقوق و نقش زنان در جامعه در ایران برگذار میشود. در این میان اشرف پهلوی به عنوان رئیس همه سازمانهای زنان در ایران نیز نقش فعالی بازی میکند. حالا امروز به نام ایران در افریقا چه ترویج میشود؟ اگر کمکهای ایران به امور خیر در آن زمان را با آنچه امروز در آن کشورها به نام ایران انجام میشود بسنجید چیزی جز اندوه نصیبتان نمیشود.

او در این مصاحبه شرح خوبی از فعالیتهای انجمنهای زنان میدهد و این باور را که بعضی میگویند زنهای ایران خود تلاش نکردند و همه چیز به آنان داده شد و برای همین به راحتی آن را از دست دادند رد میکند و به تاریخ حرکتها و تلاشهای زنان از جمله قره آلعین و انجمنهای زنان در زمان مشروطه اشاره میکند. در مصاحبه ای دیگر محمد باهری همین اعتقاد را داشت که حقوق زنهای ایران به راحتی به آنها داده شد و برای همین قدر آن را ندانستند. باید گفت که حق با مهرانگیز دولتشاهی است و زنهای ایران کم از هیچ جامعه ای برای حقوق خود تلاش نکرده اند. همانگونه که مردم ایران برای بدست آوردن آزادی کمتر از جوامع دیگر کوشش نکرده اند. فقط ما با شرایط بسیار سخت تری روبرو هستیم. برای مثال زمانی که فعال حقوق زنان امیلی داویسون در انگلستان خود را جلوی اسب شاه انداخت و کشته شد، همان کافی بود تا آه از نهاد ملت برآید و چرخ دستگاه قانونگذاری در جهت برابری زنان به حرکت در آید. این را با رژیم اسلامی مقایسه کنید که چه بسیار دختران و زنان، و حتی زنان باردار را خود کشتند و چه تعداد در زندانها هستند و هنوز روحانیون سیاه دل با قدرت بر جای هستند و با همان خشونت مشغول سرکوب زنان و جامعه مدنی میباشند.     

دولتشاهی در جائی هم خاطره ای را که در مورد رضا شاه شنیده نقل میکند که پیش ار کشف حجاب چند نفر با رضا شاه در مورد لزوم کشف حجاب صحبت میکنند و رضا شاه میگوید خوب اگر برای پیشرفت مملکت لازم است باید انجام شود اما فکر کنم آنوقت من زنم را طلاق بدهم (52:30).

در نظر وی زنان ایران برای آزادی آماده بوده و برخی کارها نیز از سوی آنها بهتر انجام میشد. مثلا روستائیان سپاهیان دانش و بهداشت دختر را بهتر از پسران پذیرا میشدند و این دخترها وارد خانه های آنان شده و به تعلیم و تربیت کمک بهتری میشد و از سوئی نیز این استقلال برای خود دختران مفید بود (59:00).

او در جای دیگر نقل میکند که دو سال پس از طلاق ثریا، دکتر ایادی از او پرسیده بود که آیا دختر مناسبی را برای شاه سراغ دارد و او که با فریده دیبا (مادر شهبانو فرح) که از فعالین زنان بود آشنائی داشت فرح را پیشنهاد میکند (110:00:). گویا ایادی او را با دختری دیگر اشتباه میگیرد و از کانالی دیگر نیز علم باعث آشنائی شاه و فرح میشود. فرح به دیدن شاهزاده اشرف میرفته و شاه هم هر بار از فرصت استفاده کرده  و با او صحبت مینموده است. از جمله گویا ثریا از هواپیما میترسیده و هر وقت مثلا میخواستند بروند شمال شاه با هواپیما میرفته و ثریا زمینی سفر میکرده است. یکی از سوالات شاه از فرح این است که آیا از هواپیما میترسد؟  (114:00).

در ادامه گفتگو و در قسمت پنجم  او توضیح میدهد که چگونه زمانی که در دانمارک سفیر بود انقلابیون دو بار به سفارت حمله نموده و آن را تخریب کردند (قسمت پنجم 5:00). خواسته ای آنها در بار دوم این بود که سفارت به نوفل لوشاتو تلفن کند و اعلام جمهوری اسلامی بنماید. او ادامه میدهد که به دستور ایران عکسهای شاه و خاندان سلطنتی را از دیوارها جمع کرده یودند تا تخریب نشوند و انقلابیون عکس خمینی را به دبوار میزنند و سفارت هم آن را پائین نمی آورد. (قسمت پنجم 30:00). در ادامه میشنویم که چگونه ملکه دانمارک در حالی که رژیم ایران رو به سقوط است و او ممکن است تا چندی دیگر  سفیر نباشد، بزرگترین نشانی را که ممکن است به یک سفیر داده شود به وی اعطا میکند (قسمت پنجم 45:00).

مطلب قابل توجه دیگری که وی در گفتگو بیان میکند نزدیک شدن رزم آرا پیش از مرگش به روسیه و احتمالا برای فشار گذاشتن بر غرب در مذاکرات نفت است (قسمت پنجم 70:00). خاطره ای نیز از مصاحبه ای که با شهبانو فرح نموده و در مجله خواندنیها چاپ شده بود نقل میکند و این که باعث خوشنودی شهبانو شده بود که آن را یک مصاحبه ارزشمند دانسته بود. شهبانو از سطح نازل سوالهایی که بعضی خبرنگاران در مصاحبه های دیگر نموده بودند اظهار نارضایتی کرده بود. برای مثال آیا کتلت دوست دارید؟ آیا قرمه سبزی دوست دارید؟ (قسمت پنجم 81:00).

به اشتراک بگذارید: