گنده گویی سیاسی و ملی شدن نفت

یک ایرانی باشرف زحمت کشیده و خبرهای روزنامه اطلاعات دوران مصدق را در کتابی جمع آوری کرده و بدون هیچگونه تحلیلی در اختیار خواننده گذاشته است. کتاب «سیاهه دولت ملی» را می توانید بطور رایگان دانلود کنید و بخوانید. البته برای کسانی که کم حوصله هستند این کتاب توصیه نمی شود چون ۴۵۰۰ صفحه است. من خودم روزانه ۱۰۰ صفحه آنرا می خوانم و هنوز به نیمه های آن هم نرسیده ام اما از خواندن خبرهای آن دوره به نکته ای پی بردم که تاسف آور است و آن اینکه طرز فکر و فرهنگ کلی مردم و مسئولین آن دوره هیچ تفاوتی با وضع کنونی ندارد. یعنی همین مسخره بازی ها و گنده گوزی های سیاسی که امروز از زبان مسئولین جمهوری اسلامی بیرون می آید، دقیقا در دوره مصدق هم گفته میشد. نحوه نگاه به جهان، نحوه اداره کشور، هوچی گری و دشمن تراشی و حتی هرج و مرج و بیکاری و خیلی چیزها اصلا فرق نکرده است گویی ما در سالن سینما نشسته ایم و داریم یک فیلم را دوباره نگاه می کنیم.

البته آن دوره کوتاه بود و دولت مصدق مثل جمهوری اسلامی راههای درآمدهای میلیاردی از طریق قاچاق مواد مخدر و دور زدن تحریم ها و وطن فروشی به روسیه و چین را یاد نگرفته بود ولی طرز فکر همان و طرز نگاه با جهان همان. هیچ فرقی نکرده.

بطور مثال مصدق زمانی که کمپانی نفتی انگلیسی را از ایران بیرون کرد، فکر میکرد که همانطور که ما به زحمت می افتیم، انگلستان هم به زحمت می افتد و در نتیجه کوتاه می آید. یکی از مخالفان مصدق در مجلس گفت: آخر این چه حرف بچه گانه ای است که آقای نخست وزیر می زند. زحمت ما با زحمت انگلستان یکی است؟ ما هنوز حقوق کارگران نفت را که بیکار شده اند سه ماه است ندادیم، قند و شکر دربازار قحطی شده، نان در نانوایی ها نیست، قصاب ها جلو مجلس تحصن کرده اند، در شهرستانها نه مدرسه داریم نه درمانگاه،  آنوقت ما را با انگلستان مقایسه می کنید؟

دولت مصدق چون هیچ طرح و برنامه ای برای اداره کشور و حتی اداره صنعت نفت نداشت، هر روز یک هیاهویی راه می انداخت و مردم را برای حمایت از دولت ملی و مبارزه با نوکران اجنبی! به خیابان ها می کشید. بلااستثنا، هر روز خیابانهای تهران میتینگ و تحصن و تظاهرات و راهپیمایی بوده و گاه زد و خورد و شکسته شدن سر و دست پاسبان ها و مردم.

البته توی همان شرایط که بازار هوچی گری داغ بود، افراد بسیار کمی بودند که طرز فکر دیگری داشتند و واقع گرا و متمدن بودند. البته آنها در جامعه صدایی نداشتند و مورد تکفیر مردم و حتی حمله طرفداران مصدق قرار میگرفتند. مثلا یکی از نمایندگان مجلس می گفت: ما می توانستیم با درایت مشکلمان را با کمپانی نفتی انگلیسی حل کنیم اما با هوچی گری بجای مقابله با یک کمپانی، دولت انگلستان و متحدانش را دشمن خود کرده ایم که آنقدر در جهان نفوذ دارند که حتی جلو وام گرفتن ما را هم می گیرد. مملکت را با شعار دادن نمی توان اداره کرد. عقل گرایی و مصلحت اندیشی لازمه اداره کشور است که این دولت ندارد.

در تصویر زیر می بینید که مصدق مثل خامنه ای هر اتفاق و مشکلی که در کشور رخ میداد به ” دشمن” موهومی به نام “کمپانی سابق انگلیسی” منتسب میکرد حتی تظاهرات و برخورد دانشجویان را!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
4
0
اگر مایلید نظر بدهیدx