گپی خودمانی درباره خطر بی اخلاقی

۱- فرض کنید برای پر کردن یکی از دندان تان به دندانپزشکی مراجعه می کنید، او عمدا دندان شما را طوری پر می کند که شما مجبور شوید چند ماه بعد مجددا مراجعه کنید تا پول بیشتری گیر او بیاید.

۲- فرض کنید یک شرکت تولیدی دارویی را به بازار ارائه دهد که مثلا فشار خون افراد را بهبود دهد اما تعمدا ترکیبات دارو طوری ساخته شده که بعد از مدتی مصرف آن، فرد بیمار دچار نوع دیگری مریضی می شود که مجبور است داروی دیگر و گرانقیمت تری را از همین شرکت بخرد.

۳- فرض کنید یک برنامه نویس کامپیوتری، نرم افزاری به بازار ارائه میدهد که مثلا ضد ویروس باشد اما چون خودش باگ های برنامه را می داند، بعد از مدتی، خودش پنهانی ویروسی طراحی کند که از باگ برنامه استفاده کند و مصرف کننده دچار زحمت شود و مجبور شود نسخه بالاتر و گرانتر آن نرم افزار را بخرد.

۴- و همچنین فرض کنید شرکتی تولیدی، سازنده دستگاه شمارش آرا مربوط به انتخابات است. مدیران این شرکت به زیر و بم دستگاه تولیدی خود واقفند و نقاط ضعف و قوت آنرا بخوبی می دانند. در هنگام رای گیری ها، مردم عادی به سیستم اعتماد می کنند و تصور می کنند که کامپیوتر هرگز اشتباه نمی کند. اما مدیران یا طراحان آن دستگاهها روابطی پنهانی با یکی از احزاب دارند و منافع مشترکی (چه مالی و چه غیر مالی) با آنها دارند و با تسلطی که بر کدهای نوشته شده توسط خود دارند نتیجه انتخابات را به نادرستی تغییر می دهند.

همه این مثالهای فوق و مشابه آنها دور از واقعیت نیست. اما در برخی جوامع متمدن تدابیری اندیشیده اند که انجام چنین اعمال غیر اخلاقی پر هزینه باشد و پیامد سختی برای فرد متخلف به بار آورد تا سلامت جامعه تضمین شود. مثلا  برای پزشکان، مهندسان، وکیل های حقوقی، حسابدارها و غیره سازمانهایی درست کرده اند که برای آنها خطوط قرمزی را ترسیم کرده که رعایت آنرا «اخلاق» می نامند. مثلا اخلاق مهندسی، اخلاق پزشکی و …

این سازمانها به تخلفات اعضا خود رسیدگی می کنند و آنقدر قدرت دارند که می توانند مجوز طبابت یک پزشک را از او بگیرند و یا لیسانس یک مهندس یا یک وکیل را از او خلع کنند. دادگاهها بخشی از قدرت خود را به این سازمانها محول کرده اند و این سازمانها حتی می توانند جریمه های نقدی و یا حبس را به مراجع مربوطه ابلاغ کنند.

جوامع غربی در این زمینه یعنی مراقبت از «اخلاق» خیلی پویا هستند. هرچند که متخلفان در این جوامع هم حقه بازتر شده اند اما نهایتا سیستم معایب خود را می بیند و برای اصلاح آن راههایی را پیدا می کند. این کشمکش بین متخلفین و قانون گزاران همچنان ادامه دارد. در جوامع غربی هر چهار نوع تخلفات فوق کم و بیش و با شدت کم و زیاد رخ می دهد اما یک اراده یا یک خواست نامرئی هست که می خواهد جلوی نادرستی ها گرفته شود و مقررات جدیدی وضع شود. نقش رسانه های آزاد در اینجا خیلی موثر است.

متاسفانه در سالهای اخیر رسانه ها شده اند بلندگوی بخش خاصی از گرایشات سیاسی. بی طرفی و شرافت ژورنالیستی را کنار گذاشته اند و بدلخواه بسیاری از تخلفات رهبران سیاسی را پوشش نمی دهند و عملا مسیر اصلاح جامعه را دچار مشکل کرده اند.

و اما در کشورهای جهان سوم مشکل عمیق تر از این حرفهاست. در بعضی از این کشورها سعی کرده اند با توسل به دین و مذهب و ترس از عذاب جهنم و خشم خداوند، مردم را از ارتکاب به نادرستی ها برحذر دارند اما هرگز موفق نشده اند. قرنهاست که در چنین جوامعی دین و مذهب عامل بازدارندگی نداشته بلکه متخلفان و چپاولگران از مذاهب برای استثمار و خالی کردن جیب دیگران استفاده کرده اند. یعنی خود مذهب تبدیل شده به عامل اصلاح جامعه و شرایط را بسیار پیچیده تر کرده است.

در ایران وضع وخیم تر از بقیه است. ایرانیان علاوه بر گرفتاری دین و مذهب و کاسبان دینی، میل به تخلف دارند. بخاطر همین است که حتی وقتی هم پایشان به کشورهای غربی میخورد تمام استعداد خودشان را صرف این می کنند که چگونه میشود مقررات را دور زد. چگونه میشود مالیات نداد و چگونه میشود سر پلیس کلاه گذاشت.

چند وقت پیش یک آقایی تازه از ایران آمده بود و همان ماههای اول متوجه شد که پارکینگ های مخصوصی برای برخی افراد ناتوان جسمی در خیابان های شلوغ و جلو فروشگاههای بزرگ وجود دارد که معمولا متعلق به افراد بسیار سالخورده و یا افلیج و غیره است اما این آقا در عین جوانی و تندرستی دنبال این بود که مدارک لازم برای اخذ مجوز استفاده از چنین پارکینگ هایی چیست؟!

شاید باورتان نشود که اخیرا او را دیدم میگفت رفتم پیش فلان پزشک ایرانی برایم چیزی نوشت و بعد از مراحل اداری بالاخره موفق به گرفتن کارت مخصوص آن پارکینگ ها شده ام!

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
مشترک شوید
پیام رسانی در صورت
guest
4 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها
4
0
اگر مایلید نظر بدهیدx
()
x