یوردانو برونو (Giordano Bruno) فیلسوفی که زنده زنده در آتش سوزانده شد

این فیلسوف به جرم رد مقوله تثلیث در دین مسیحیت و اینکه کره زمین مرکز کهکشان و بی حرکت نیست (حتی زودتر از گالیله) در 17 فوریه 1600 به دستور پاپ (Clemens) زنده زنده در آتش هیزم سوزانده شد.

در دادگاه Bruno به این نکته اشاره می کند که از دید منطق مشکل می توان این نظریه را قبول کرد که مسیح پسر خدا است. در محاکمه روم یک هم سلولی از زندان ونیر شهادت می دهد که فیلسوف کفر گفته است. در این دادگاه فیلسوف بخشی از مقولات فلسفی خود را که برای کلیسا کفرآمیز بودند به کنار می گذارد. بعد از این چشم پوشی از عقاید خود به نظر می رسید که فیلسوف توبه کرده و از زندان آزاد می شود. اما در تاریخ 21 دسامبر 1599 ناگهان Bruno اعلام می کند که نظریات فلسفی او درست هستند و غلط تفسیر شده اند. هشتم فوریه دادگاه حکم اعدام Bruno را صادر می کند و در تاریخ 17 فوریه 1600 فیلسوف را در روم، در میدان Campo dei Fiori، پس از درآوردن لباس های او، می سوزانند.

مجسمه Giordano Brunos در campo dei Fiori (رم)

اما بطور واقع بینانه در تاریخ 17 فوریه بازنده که بود، کلیسا یا Bruno؟
فیلسوف جان خود را از دست داد، اما کلیسا دو چندان باخت. اول اینکه کشیش ها نتوانستند یک مرتد را به راه دین خود هدایت کنند و دوم اینکه روش آموزشی کلیسا مورد سوال قرار گرفت : کلیسا برای جلوگیری از اثرات نظریات غیر مذهبی بر افکار پیروان دین مسیحیت مجبور شد یک مخالف خود را بسوزاند. Bruno، پس از شنیدن حکم اعدام در دادگاه ، به قضات گفت “شماها که این حکم را صادر کرده اید بیشتر وحشت دارید تا از من متهم که حکم را دریافت کرده”.

کلیسا در سال 1992 از محکوم کردن گالیله در سال 1633 عذرخواهی کرد، اما تا به حال هیچ توضیحی در باره سوزاندن Bruno نداده است. کلیسا نه فقط مرتدان را مجازات می کرد، بلکه همچنین جان همجنس گراها، یهودیان و زنانی که از نظر کشیش ها جادوگر محسوب می شدند نیز در خطر بود. به نقل از انجیل (انجیل Matthew) فرماندار رومی اروشلیم (Pilatus) ،پس از اینکه دستور به صلیب کشیدن مسیح را صادر کرد، این توضیح را نیز داد که “من در ریختن خون این انسان دادگر بی تقصیرم”. به این ترتیب انجیل یهودیان را که از فرماندار رومی اروشلیم تقاضای مرگ مسیح را کرده بودند مقصر می داند.

نابودی یهودیان در قرن بیستم ( هولوکاست) بدون هم دستی خیلی از مسیحیان که حدود دو هزار سال سابقه دشمنی با قوم یهود را داشتند و دارند امکان پذیر نبود. واتیکان تا به امروز در این مورد هم که مسیحیان با وجدانی راحت در سوزاندن یهودیان با عاملان این جنایت همکاری کردند حرفی نزده است. شورای واتیکان در سال 1965 اعلام کرد که تورات و انجیل از روح القدس ( خدا) الهام شده اند. کتاب تورات به طور واضح به زن جادوگر اشاره می کند : یک زن جادوگر نباید زنده بماند (کتاب Exodus). تورات خیلی صریح به یهودها دستور می دهد که پس از ضبط اموال بت پرست ها معبدها و محراب های آنها را خراب کنید ( کتاب Deuteronomium) . تورات همچنین حکم اعدام را برای مردان همجنس باز تقاضا کرده است ( کتاب Levitikus) .

آخرین فردی که به دستور کلیسا در اروپا اعدام شد یک زن سوئیسی بود. Anna Göldi در سال ۱۷۸۲ ، ده سال قبل از انقلاب فرانسه، در سوئیس در زیر شکنجه مجبور گردید به جادوگری اعتراف کند و در یک شورای پروتستانی ( دادگاه مسیحی) به مرگ محکوم شد. جلاد با شمشیر گردن این زن بی گناه را از تن جدا کرد. این اواخر کلیسا ادعا می کند که در کتاب مقدس مسیحیان نوشته نشده است که زنان به اصطلاح جادوگر و افرادی که دین مسیحیت را قبول ندارند می بایست بسوزند. مسئولان کلیسا ادامه می دهند که به علت فهم غلط از متن کتاب مقدس این جنایات اتفاق افتادند. این ادعا کلیسا را نمی توان قبول کرد. مسیح به صراحت به پیروان خود گوشزد می کند که : “اگر کسی پیش من نماند می بایست مانند یک شاخه درخت انگور به کنار انداخته شود و در آتش بسوزد” ( انجیل Johannes ).

یکی ار بزرگترین جنایات تاریخ را مبلغین دین مسیحیت مرتکب شدند. در انجیل (Matthew) این خبر ( دستور) برای پیروان دین مسیح آمده است: “ تمام قدرت در آسمان و زمین به من داده شده است. به همین علت بروید و ملت ها را به نام پدر، پسر و روح القدس تعمید دهید، پیرو خود کنید“ . از ملت ها سوال نمی کنند که آیا می خواهند آزادانه به دین مسیح به پیوندند یا نه، بلکه با “ تمام قدرت در آسمان و زمین “ آنها (ملت ها) می بایست مسیحی شوند. با این دستور انجیل مسیحیان اروپایی بومیان آمریکا جنوبی را برای پذیرفتن دین مسیحیت ( از قرن 15 به بعد) قتل عام کردند. کلیسا بارها ادعا کرده است که مسیحیت ارزش و مقام زنان را ارتقا داده است، اما در اسطوره تولد مسیح از مریم باکره فقط تحقیر و خوار شمردن زنان نهفته است. این اسطوره بدین معنا است که حاملگی، تولد و به طور کلی ویژگیهای جنسی زنان چیزهای کثیف و ناشایست برای پسر پاک خدا، برای مسیح هستند. ارزش زن برای کلیسا در باکره ای است، مانند حضرت مریم.

به طور کلی با تورات نوع جدیدی از نفرت و زور پا بر عرصه تاریخ گذاشت، نفرت از مرتدان، بت پرستان، کافران و آیین های معبد. زور و خشونت قبل از ادیان توحیدی نیز در دنیا بین ملت ها علیه یک دیگر به کار گرفته می شد، اما نه برای قبولاندن مذهب یک قوم بر قوم دیگر. هخامنشیان برای اشاعه دین زرتشت به یونان حمله نکردند ( فرض بر این که هخامنشیان زرتشتی بودند) و اسکندر نیز علاقه ای نداشت خدایان یونان را به ایرانیان تحمیل کند. همچنین تاریخ نویسان خبر نداده اند که روم ملت های تحت تسلط خود را مجبور به پذیرفتن باور های مذهبی رومیان کرده باشد. کشورگشایی ایرانیان، یونانیان و در آخر رومی ها نه برای بر کرسی نشاندن مذهب درست یا ‚راستین خود بود و نه برای اصلاح کردن کافران. اعمال زور دنیای باستان سیاسی (برای قدرت) بود و نه مذهبی. ملت های باستانی تمایزی بین مذهب درست یا نادرست نمی گذاشتند و شاید این تمایز را نمی شناختند. اما با اولین دین توحیدی، دین یهود، این تفاوت بین درست و غلط آشکار گردید. یهودیان ادعا کردند که دین یهودیت درست (برگزیده) است و سایر ادیان (چند خدایی) نادرست هستند.

با ادیان ابراهیمی مرز بین مذهب درست ومذهب نادرست کشیده شد. اما اختلاف یهودیت با مسیحیت و اسلام در این است که یهودیان معتقدند که از طرف خدا انتخاب شده اند و اختلاف اساسی با سایر ملت ها دارند. یهودیان دیواری به دور خود کشیدند و ترغیبی نیز برای ترویج دین یهودیت (توسط مبلغین یهودی) تا به امروز از خود نشان نداده اند. اعمال زور و خشونت ( مذهبی ) یهودیان علیه خود یهودیان بود و نه مانند مسیحیت و اسلام علیه اقوام دیگر. به خاطر بیآوریم کشتار یهودیان بدست یهودیان در رابطه با داستان گوساله طلایی (حتی کشتن برادر و دوستی که خدای دیگری – گوساله – را پرستش می کردند) در کتاب ( Exodus )، یا اعمال زور یهودیان بر آن یهودیانی که با بیگانگان ازدواج کرده بودند و مجبور کردن آن ها به طلاق (کتاب Esra) و کشتن کشیش های بعل توسط Jehu, پادشاه یهودیان ( کتاب پادهشاهان).

در مرحله اول این مسئله مهم نیست که آیا داستان های تورات (گوساله طلایی، کشتن کشیش های بعل) حقیقی هستند یا نه، بلکه چرا یک جامعه این صحنه های (نمادین) زور و خشونت را به نمایش می گذارد. این تصاویر چه مفاهیمی در زمان شکل گرفتن این دین برای پیروان آن داشته است. در هر صورت امکان اینکه این مفاهیم نمادی زور و خشونت در یک موقعیت تاریخی حقیقت شوند و به طور حقیقی صورت بگیرند نیز وجود داشت. زمانی که آنتیوخوس، پادشاه سلوکی (215 – 164، قبل از میلاد) دستور داد که فقط یک قانون در سرزمین تحت فرمانروایی او باید به اجراء در آید مورد مخالفت آن بخشی از یهودیانی قرار گرفت که فوانین مذهبی خود را معتبر می دانستند. یهودیان مخالف به فرماندهی ‚یهودا مکابی (Judas Maccabeus) علیه پادشاه سلوکی قیام کردند. یهودا مکابی نه فقط در برابر دستورات پادشاه سلوکی مقاومت کرد، بلکه دست به کشتار آن عده از یهودیانی هم زد که موافق به اجراء درآمدن یک قانون در سرزمین تحت فرمانروایی آنتیوخوس بودند. داستان نمادین “گوساله طلایی” در تورات (کشتن یهودیان به دستور موسی) در زمان حکومت آنتیوخوس‚ به طور واقعی اتفاق افتاد و این بار فرمانده قیام “یهودا مکابی” فرمان کشتار را صادر کرد. اما اتفاق مهم در ادیان توحیدی استفاده از خط بود. قبل از دین یهود قوانین به طور شفاهی توسط شاه و یا حکمران اعلام می شدند و این امکان نیز وجود داشت که این قوانین با به قدرت رسیدن حکمران بعدی تغییر کنند. اما پس از نوشتن تورات قوانین خدایی ماندگار و غیر قابل تغییر شدند. این قوانین تمام امور زندگی انسان ها را در بر گرفتند و اجرای آنها الزامی شدند. در جوامع ادیان توحیدی نقل قول از کتاب های مقدس جای تفکر آزاد شهروندان را گرفت .

منبع: تارنگار مسعود امیرخلیلی

به اشتراک بگذارید:
2 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها