۲۸ خرداد ۱۴۰۰ آزمونی برای شناخت خویشتن؛ دیگر نمیشود همه چیز را به جمهوری اسلامی ربط داد!

من به عنوان یک شهروند دهه شصتی تا چشم بر این جهان گشودم خمینی را دیدم و چوبه های اعدام، صدام را دیدم و جنگ و تحریم و خانه به دوشی و حجله شهیدان و مادران و پدران داغدار و بی اعصاب و ….

در شبانه های قدغن فیلم های فارسی را که دوران پیش از انقلاب را برای ما به تصویر میکشیدما کودکان نسل پس از انقلاب با کنجکاوی کودکانه در خلوت خویش بالا و پایین میکردیم و از خود میپرسیدم چرا همه چیز این همه فرق کرده است؟

آلبوم های عکس خانوادگی ایرانیان سندی است برای شناخت خویشتن؛ خویشتنی که در دهه ۴۰ و ۵۰ پاچه گشاد و‌ مینی ژوپ میپوشید و موهایش گوگوشی و رامشی بود تا اینکه در اواخر همان دهه پنجاه سر و کله تهوع آور فاطی کماندوها با آن سیبیل های مردانه و روسری های چسبیده بر سر در آلبوم ها پیدا میشود و‌ تولد این افراد و دگردیسی معکوس آنها خبر از واقعه ای میدهد که وقوعش نزدیک است؛ انقلاب اسلامی!

ردپای انقلاب اسلامی را خیلی خوب میتوانید در آلبوم های خانوادگی خویش جستجو کنید. البته اگر شما از آن دسته از افرادی هستید که نشانی از اجداد خویش در آلبوم های عصر ناصری و پهلوی ندارید، زیاد خودتان را به زحمت نیاندازید چرا که اجداد شما همانها بودند که رادیو را «خر دجال» میپنداشتند و در زمان یورش خمینی سانان به ایران به مشروب فروشی ها حمله میکردند و مستخدم شاه میسوزاندند و در کنار جهاد در راه خدا، کاخ ها و خانه های مسئولان لایق دوران پهلوی چو خیامی ها را غارت میکردند و خشنود بودند از به قدرت رسیدن مستضعفان بی هنری که از الاغ سواری و روضه خوانی، اکنون به خلافت رسیده اند و این مزدوران هم تکه نانی بی زحمت در کنار این جنایتکاران خواهند خورد!

برای منی که وقایع سال ۸۸ را از نزدیک دیده ام، خوشبینی و امید داشتن به مردم ایران که من هم یکی از آنها هستم پدیده ای عجیب است. من هیچوقت نمیتوانم فراموش کنم که پس از مرگ ندا و امیر و سهراب و ترانه، درست ۴ سال بعد ماهی های بی حافظه ایرانی فرش قرمز برای موجود جنایتکاری به نام روحانی پهن کردند! فردی پلید و خاکستری که نه تنها خمینی را برای نخستین بار «امام» نامیده بود بلکه دستهای ناپاکش آلوده به خون عزت ها و فرشته ها و سعید زینالی ها بود. همان حقوقدانی که به فرمانش بهترین فرزندان این آب و خاک را «یا زهرا گویان» از بالکن ها و پشت بام ها _ اوباش امام خامنه ای بر زمین کوبیدند _ تا صدای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه ای» در گوش ایران نپیچد، حالا پس از حمله به کوی دانشگاه و کشتار ۸۸ و تجاوز به ایرانیان در کهریزک، شده بود ناجی ملت…

امروز دیگر سال ۸۸ نیست که بیایید بگویید خامنه ای و احمدی نژاد کشتند و دیگران تقصیری نداشتند. ملت ما اگر همچنان پس از کشتار دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و ساقط شدن هواپیمای اوکراینی و وارد نکردن واکسن باز بخواهند به این جانوران مشروعیت بدهند، واقعا لیاقت بقا و زنده ماندن ندارند.

سالهاست در این سرزمین عده ای پیشانی بلند که بر خر مراد نشسته اند و پا بر پهلوی ملت میکوبند تا صحبتی از نقد ملت میشود فورا فریاد وا مصیبتا که به ملت ایران توهین شد سر میدهند و نمیگذارند کسی جامعه تا گلو فرو رفته در باتلاق را نقد کند تا شاید راهی پیدا شود.

اینهایی که همانند جمهوری اسلامی ملت ایران را باد میکنند و هندوانه در زیر بغل ملت میگذارند همانها هستند که بر دوش ملت سوار هستند. اینها همان زالوهایی هستند که خون ملت را در شیشه کرده اند و با تصویب قوانین صدر اسلام در قرن ۲۱، ملت را در تاریکی نگاه داشته اند اما خودشان انگل زاده های خویش را در اروپا و آمریکا ساکن کرده اند تا آنها از راه دور به ریش ملت غیور و فهیم و انقلابی و متمدن و … بخندند!

براستی ما که هستیم؟ ما ایرانیان پس از اسلام چه کرده ایم؟ آیا اینکه قدیمی ترین کشور جهان هستیم کافی است؟ آیا اینکه زبانمان با هزاران کلمه عربی مثلا فارسی مانده اما نام ها و هویت و خدایمان عربی شده است، افتخاری دارد؟

ما عقب مانده هستیم. سرانه مطالعه در کشور ما فاجعه است. ما تنبل هستیم. همه ما منتظریم امام زمانی ظهور کند و ما را نجات دهد. ما نمیخواهیم واقعیات را قبول کنیم. نظم موجود فقط با برهم زدنش خواهد شکست. تلاش برای ساختن «نظمی جدید» بی آنکه راه کاری برای بر انداختن نظام جمهوری اسلامی داشت، فعالیت و نقشه راه نیست بلکه شوخی تلخی است که گروه های چند نفره و تلویزیونی دهه ها است که با مردم میکنند و به راستی که هیچ چیز بدتر از امید واهی دادن نیست.

نظام جمهوری اسلامی با «جنون» جمعی از بین میرود. این تنها حقیقت موجود است که هیچکس جرات گفتن آن را ندارد. همین امروز هم ۸۰ میلیون ایرانی بر فرض محال رای ندهند، جمهوری اسلامی نمیرود اما اگر این اتفاق بیفتد حداقلش این است که میتوانیم میان خودمان ادعا کنیم که به آن درجه از بلوغ و شعور سیاسی رسیده ایم که دیگر با مشتی وعده پوچ مثل آب و برق مجانی و گونی سیب زمینی و یک پرس چلوکباب و ساندیس و چند کوپن ناقابل، شریک جنایات فرقه تبهکار نمیشویم.

ما در سال ۱۴۰۰ وارد قرن ۱۵ شده ایم و این تنها حقیقت موجود است. ما ۶ قرن از دنیای آزاد عقب هستیم و حالا این وسط اگر یک پادشاهی هم روی کاغد بیاید تاریخ ۲۵۰۰ ساله را تاریخ این سرزمین کند، هیچ چیزی تغییر نمیکند چرا که ما به راستی ۶ قرن از جهان مدرن و دنیای فاتحان «مریخ» عقب هستیم. برای اثبات ادعای این حقیر کافی است همین ماجرای عید فطر و‌دیدن ماه را دنبال کنید!

این چند بیت کوتاه را هم در آخر تقدیم به الهه هیکس ها و حقیقت پژوه ها میکنم که همچنان میخواهند از خون ملت گرفتار و مغزشویی شده ایران تغذیه کنند.

قومی معلوم نیست ساقیشان کیست

بنگ زده اند یا  مغزی در سرشان نیست

یک روز سبز شدند و روز دیگر بنفش

آخر نفهمیدیم رنگ سوراخشان چیست؟

پایان

…………………………………..

چند میلیون نفر رای خواهند داد؟

در حاشیه:

تعداد کل کارمندان دولت در کشور، 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است که البته نیروهای مسلح داخل این آمار نیستند 

حسين باستانی تحليلگر سياسی و روزنامه‌نگار آگاه به مسائل نظامی و انتظامی ايران از سه گروه بسيجی‌‌ها نام می‌برد و درباره‌ی تعداد و عملكردشان می‌گويد: «سردار رحيم صفوی، فرمانده‌ی سابق سپاه، در آخرين آمار تعداد بسيجيان گفته: ما ۱۲ ميليون بسيجی داريم. قطعاً اين آمار درست نيست ولی به نظر می‌آيد حداقل ۵ ميليون بسيجی داشته باشيم كه بسيجيان عادی، بسيجيان فعال و بسيجيان ويژه هستند. بسيجيان ويژه كه همان نيروهای مسّلح بسیج هستند، از قرار بيش از یک ميليون نفر نيستند. فرمانده‌ی اينها مستقيماً توسط آيت الله خامنه‌ای تعيين می‌شود و الآن كسی فرمانده‌ی آنهاست كه از بدنام‌ترين و خشن‌ترين نيروهای مسلح در كل عمر جمهوری اسلامی است يعنی سردار محمدرضا نقدی».

بر اساس برآورد وبگاه نظامی defense tech، تعداد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ۵۱۳٬۰۰۰ نیروی عمل‌کننده و ۳۵۰٬۰۰۰ نیروی ذخیره می‌باشد.

جمال عرف، معاون سیاسی وزیر و رئیس ستاد انتخابات کشور شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که 59 میلیون و 310 هزار و 307 نفر، کل واجدین شرایط شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در ۱۴۰۰ هستند.

رئیس ستاد انتخابات کشور، آمار رأی‌اولی‌ها را 1 میلیون و 392 هزار و 148 نفر اعلام کرد.

رئیس سابق سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی ایران اعلام کرد ٢١١ هزار زندانی موجود در زندان‌ها هستند که در ٢۶٨ مرکز نگهداری می شوند.

میزان نوشت: مدیرکل مرکز خدمات مددکاری کمیته امداد امام خمینی (ره) گفت: مددجویان کمیته امداد در وضعیت فعلی ۲ میلیون و ۶۳ هزار ۶۵۴ خانوار در قالب ۴ میلیون ۲۸۷ هزار و ۶۰۹ نفر تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) هستند؛ که به عنوان کمک معیشت بگیران عادی و خانوارهای شمول تبصره ۱۴ از خدمات کمیته امداد بهره‌مند هستند.

بر اساس سرشماری در سال ۲۰۰۱، تقریباً ۲۰۳٬۰۰۰ عراقی‌ در ایران زندگی می‌کنند.[۱] همچنین بر اساس گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد ۲۰۴٬۰۰۰ عراقی‌ در ایران زندگی می‌کنند.[۲]ولی برخی آمارها جمعیت واقعی عراقی‌ها را گاه تا ۵۰۰٬۰۰۰ نفر نیز تخمین زده‌اند، که به صورت غیرقانونی در ایران به سر می‌برند. امروزه برخی از آنان تبعه ایران شده‌اند، و برخی نیز با سقوط صدام حسین به کشورشان بازگشتند.

لبنانی
تخمین بین ۳٫۵ تا ۴ میلیون نفر 
ایرانیان خارج از کشور

………..

طبق این آمار، در کل 4.037.258 ایرانی در خارج از کشور هستند. آمریکا بیشترین ایرانی مقیم را دارد (1 میلیون و 500 هزار نفر) و کانادا و انگلیس با اختلاف زیاد در رده ی دوم هستند (400 هزار نفر). پس از آن امارات متحده ی عربی و پس از آن آلمان قرار دارد.

این آمار به چهار حوزه ی «آمریکا»، «اروپا»، «عربی و افریقا» و «آسیا و اقیانوسیه» تقسیم شده است. بیشتر ایرانیان خارج از کشور (47 درصد: 12 کشور) در حوزه ی آمریکا هستند و سپس اروپا (29 درصد: 30 کشور)، عربی و افریقا (14 درصد: 33 کشور) و آسیا و اقیانوسیه (10 درصد: 30 کشور). یعنی در مجموع آمار 105 کشور در این فایل منتشر شده است.

تعجب نکنید که به ایرانیان خارج از کشور و پناهنده های تقلبی اشاره کردم. به جز تعدادی انگشت شمار اکثریت این افراد یا وابسته به حکومت هستند، یا نگران ژیلا و ویلاهایی که در ایران خریده اند…

فقط عده ای قلیل از این افراد هستند که نگران ایران هستند و من چه خوشبخت بودم که با چند تن از این افراد در این سایت آشنا شدم تا بدانم همه بد و بی مسئول و بی شرف نیستند!🌹❤️

برای آنهایی که دنبال عدد می گرددند، میتوانند عدد تقریبی خود را از دل این اعدادی که در بالا ذکر شد استخراج کنند…

در روز رای گیری به جای حضور در خیابان ها در پشت بام هایی که نزدیک شعبه های رای گیری است بروید و عکس و فیلم بگیرید تا مشخص شود آیا در آستانه قرن ۱۵ ما هنوز به بلوغ سیاسی رسیده ایم یا خیر؟

شرکت نکردن در انتصابات این رژیم جنایتکار اولین قدم است اما تا پایان بازی راه درازی مانده است، بازی که جز با خون و باروت انتهای مطلوبی برای ملت نخواهد داشت. از کسی که هنوز پس از ۱۴۰۰+ ۴۳ نمیداند آیا باید به مشتی جنایتکار و ویرانگر رای داد یا نه، انتظار نداشته باشید برایتان «انقلاب» کند. آدم احمق و ضعیف محکوم به فنا است؛ این راز بقا است….

به اشتراک بگذارید:
0 0 رای
ارزیابی این پست
19 نظر
قدیمی ترین
تازه ترین پر رای ترین
بازخوردهای درون متنی
همه نظرها