پیروز نبرد و آماده جنگ

در این سیاهی که مردم ایران را احاطه کرده و رنجی که از استبداد اسلامی میبرند بازار لعن و طعنه هم داغ است و ملت به بی غیرتی و بیعاری متهم شده و بسیاری دلسوزان ملت در ناامیدی اوضاع را

بیشتر بخوانید

از عرش تا فرش؛ هیچکس همانند خمینی و‌جمهوری اسلامی اش نمیتوانست ایران را از چنگال اسلام رهایی بخشد!

دیروزی که برای ما ۴۳ ساله شد یادآور یکی از روزهای ننگین و غمگین این ملک ویران شده است. در توصیف «یوم الحماقة» سعید بشیرتاش میگوید: امشب، بیست و سوم دی ماه ١٣٥٧ پس از غروب خورشید و پدیدار شدن

بیشتر بخوانید

مجتهدی که خودکار بیک از امام هفتم گرفت

یکی از آخوندهایی که کرامات زیادی داشت شخصی بوده به نام سید عبدالله شبر. محل زندگی او در نجف و کاظمیه بوده و نزد مؤمنان کاظمیه به «صاحب الدعوه المستجابه» شهرت داشت. راز بزرگ این آخوند حقه باز کاظمیه در

بیشتر بخوانید

مجتهدی که اسبها بخاطر او اعتصاب غذا کردند

میگویند او زمانی که برای زیارت به مکه رفته بود سعی داشت مراسم را مطابق روش شیعیان برگزار کند و همین باعث اخلال در مراسم گردید و حاکمان مکه دستور دستگیری او را دادند اما او فرار کرد و در داخل تنوری پنهان شد تا سال بعد که دوباره حجاج آمدند و او خود را داخل جمعیت آنها کرد و از آنجا خارج شد و به قزوین برگشت.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که مثل لک لک هفت روز روی یک پا ایستاد

مشهور است که وقتی به زیارت حضرت امیر المومنین رفت چون به آستان مبارک رسید بر سنگی در برابر حرم مطهر تکیه داد و به یک پا ایستاد تا مدت هفت روز اصلا حرکت نکرد و چیزی نخورد و نیاشامید و منتظر رخصت زیارت می بود!!

بیشتر بخوانید

آن خدابیامرز رفت و این روزها را ندید

به روایت آخوندا این دو امامزاده در سن 5 و 12 ساله بودند که احتمالا در اثر بیماری فوت کرده اند. بهمین خاطر در قبل از انقلاب خانم ها که به زیارت این امامزاده میرفتند چادر نمی پوشیدند چون می گفتند این دو بچه بالغ نبودند!

بعد از انقلاب از پول های نفت نصیب این امامزاده شد و برایش ضریح و گنبد و بارگاه درست کردند بطوریکه الان شده طرف حساب دانشگاه علوم پزشکی کشور!

بیشتر بخوانید

مجتهدی که مخترع روضه خوانی بود

این آخوند که وقتی دید اوضاع بر وفق مرادش افتاده کتابی نوشت به نام “روضه الشهدا” که در آن چگونگی کشته شدن حسین در کربلا را با آب و تاب توضیح می دهد گویی در صحرای کربلا دوربین کار گذاشته بوده و همه اتفاقات را لحظه به لحظه گزارش داده است.

از آنجا که این شخص مورد توجه سلطان هرات بوده، در حضور درباریان به خواندن این کتاب میکرده و مورد استقبال دیگران قرار میگرفته است. کم کم دیگر ملاها که حافظه خوبی داشتند و یا سواد خواندن داشتن در بالای منبرها شروع می کنند به خواندن داستان های این کتاب.

یعنی هرکس بلد بوده کتاب روضه الشهدا را بخواند به او عنوان روضه خوان لقب میدادند و این شغل روضه خوانی سالها در روستاها رواج یافت تا آنکه در دوره قاجار مورد حمایت شاهان قرار گرفت و به مساجد و محافل شهری هم سرایت کرد.

بیشتر بخوانید