مجتهدی که از بس هویج خورد قیافه اش مثل هویج شد

در وبسایت وارثون که متعلق به حوزه علمیه قم است درباره زهد و پارسایی حضرت آیت الله شیخ محمد ابراهیم کلباسی که در دوران فتحعلیشاه و محمد شاه قاجار می زیسته چنین نوشته است: شش ماه متوالى خوراك ايشان و

بیشتر بخوانید

نمونه ای از رفتار طاغوتیان ساواکی با خدا- ببخشیدمامور سابق خدا!

صبح پس از نماز مشغول تعقیبات بودم که دیدم یک نفر وارد اتاق شد؛ چون مدرسه در و پیکر و قفل و بستی نداشت و افراد متفرقه راحت وارد می‌شدند… خطاب به من گفت: بفرمایید شهربانی. گفتم: شما مأمورید که حکم

بیشتر بخوانید

ادعای ستاد حقوق بشر حکومت اسلامی: اینترنت هرگز در ایران قطع نشد!

ستاد حقوق بشر حکومت اسلامی در پاسخ به بیانیه­‌های کمیساریای عالی حقوق بشر و بعضی گزارشگران ویژه در مورد ناآرامی‌های اخیر در این کشور بیانیه‌ای صادر کرده است. در این بیانیه که خبرگزاری ایرنا آن را منتشر کرده، این ستاد

بیشتر بخوانید

برنامه جمهوری اسلامی برای مبارزه با نابرابری و فقر در کشور؛ توسعه آستان امامزاده عینعلی و زینعلی!

بنزین را یک شبه ۳ برابر میکنند و خون ها میریزند و فردایش برای برون رفت کشور از ابرچالش هایی که گریبانمان را گرفته است، راه حل معرفی میکنند:توسعه آستان امامزاده عینعلی و زینعلی  درحالیکه بابا نه هوا دارد و

بیشتر بخوانید

مجتهدی که لامپ فلورسنت قورت داده بود

مؤلف محترم کتاب بلوغ الامانی فی حیاة الایروانی آقای حشمت الواعظین نوشته است: برای من نقل کرد جناب آقای حاج آقا موسی ایروانی که مرحوم والد(آیت الله میرزا علی ایروانی) درپاسخ یک روحانی که انگیزه دائم الذکر بودن او را

بیشتر بخوانید

مجتهدی که چرک دستانش را خورد و شفا یافت!

حجةالاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان می‌گوید: مرحوم حاج شیخ عباس قمی داستان‌های شگفتی در زندگی دارد، من قسمتی از این حقایق را از فرزند بزرگوارش حاج میرزا علی آقا محدث – که قریب به ده سال در همسایگی او بودم

بیشتر بخوانید

مجتهدی که پوست خودش را می کَند و در کیسه میریخت

واقعا این آخوندها در مزخرف گویی و توهین به شعور مخاطبانشان نظیر ندارند. این جماعت با گفتن این مزخرفات قصد دارند اختیار تعقل و اندیشیدن را از پیروانشان سلب کنند.

حتما شما هم اون آخوند احمق و ابلهی که رضا شاه در صحن حضرت معصومه قم کتک زد را می شناسید. نامش شیخ عباس قمی بود.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که پهباد را توی کیسه کرد

کتاب معروف “کلمه طیبه” در حدود دویست سال پیش توسط یک آخوند بسیار مرتجع نوشته شد و از آن زمان محل رجوع بسیاری از روضه خوان ها و منبری های بیسواد بوده است.

تصور کنید این کتاب در زمانی نوشته شده که بیشتر مردم سواد خواندن و نوشتن نداشتند و دانستنی هایشان همگی از طریق منبر های آخوندها و مکتب خانه های ملاها حاصل میشد.

اگر این داستانها امروز برای ما خنده دار است قطعا در دوران گذشته که چشم و گوش مردم بسته بوده کاملا باورپذیر بوده اند.

اما از ساده لوحی و ناآگاهی مردم هم که بگذریم، هرگز نمی توان به اوج حیله گری و حقه بازی آخوندها در پردازش داستانهای دروغین بی توجه باشیم.

آخوندهایی که این داستانها را درست کرده و بخورد مردم دادند، واقعا استعداد سناریو نویسی فیلم های هالیوودی را بمراتب بیشتر از فیلم نامه نویسان امروزی داشتند.

بطور مثال به این داستان زیر که در کتاب “کلمه طیبه” درمورد کرامات یکی از آخوندها نوشته شده توجه کنید.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که الاغش هم صاحب کرامات الهی بود

شیخ چون خود را تنها و بلامانع می بیند و خسته شده بود سوار الاغ می شود ، تا سوار می شود ، حال الاغ تغییر کرده دو گوش خود را بلند می کند و مانند اسب عربی با کمال سرعت می دود تا به ماءمور اول می رسد ، همینکه می خواهد بگوید بیا الاغ راهرو گردید تو هم سوار شو ، مثل اینکه کسی دهانش را می بندد جوج چیزی نمی گوید ، با سرعت از پهلوی پلیس می گذرد و پلیس هم هیچ نمی فهمد ، شیخ می فهمد که لطف الهی است و می خواهند او را نجات دهند تا به پلیس دوم می رسد ، هیچ نمی گوید او هم کور و کر گردیده شیخ را نمی بیند و پس از عبور از ماءمور دوم ، زمام الاغ را رها می کند تا هرجا خدا می خواهد الاغ برود ، الاغ وارد بغداد می شود و بی درنگ از کوچه های بغداد گذشته وارد کاظمین می شود و در کوچه های شهر کاظمین می گردد تا خودش را به خانه ای که رفقای شیخ آنجا وارد شده بودند رسانده سرش را به در خانه می زند .

بیشتر بخوانید