مجتهدی که قادر بود همه مشکلات جهان را با تسبیح حل کند

آیت الله العظمی اراکی میفرمودند: من هرگاه مشکلی پیدا میکنم یک دور تسبیح صلوات می فرستم و ثواب آن را نثار ائمه اطهار و چهارده معصوم علیهم السلام میکنم آنگاه مشکل من به آسانی حل می شود!

بیشتر بخوانید

مجتهدی که جعل سند کرد و گیر افتاد

از مرحوم آقا نورالدین اراکی – رحمت الله علیه – نقل میکردند که : صاحب جواهر (صاحب جواهر نام یکی از آخوندهای پدرسوخته دوره قاجار است که کتاب جواهر الکلام را نوشته) به کسی اجازه اجتهاد نمی داد . یکی از اهل علم( به طلبه ها میگویند اهل علم!!) ، وقتیکه قصدمیکند که به وطن باز گردد از ایشان می خواهد که به او اجازه اجتهاد بدهند . صاحب جواهر حاضر نمی شود و در این زمینه تلاش او هم به نتیجه ای نمی رسد .
عاقبت به صاحب جواهر عرض میکند :هر طور که میل دارید اجازه بدهید !

بیشتر بخوانید

مجتهدی که امام رضا نوکرش بود

مرحوم حاج شیخ حسنعلی تهرانی که از اوتادو بزرگان و شاگردان میرزای شیرازی بود نقل فرمود که :
در نجف اشرف تحصیل میکردم و برادرم که ساکن تهران بود و گویا لباس مخصوص درباریان و شاه را تهیه و از این راه امرار معاش میکرد و وضع مالی اوخوب بود ماهانه مبلغی جهت مخارج زندگی می فرستاد تا از تحصیل فارغ شدم و به خراسان آمدم .

بیشتر بخوانید

مجتهدی که رفیقش را غال گذاشت!

آیت الله آقای حاج سیداحمد خوانساری فرمودند: در زمان مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری روزی به من گفت : بیا باهم کتاب حج را مباحثه کنیم . من هم قبول کردم لذا روزها در مسجدعشقعلی با هم مباحثه حج

بیشتر بخوانید

مجتهدی که شکمو بود و عاشق ته دیگ!

میرزای شیرازی بزرگ در آخرین بیماری خویش ، حالشان سخت می شود . در آن زمان تلگرافهای بسیاری از مقامات داخلی و خارجی خدمت ایشان مخابره می شده است ، وقتی تلگرافها را برای ایشان می خواندند که مثلا فلان مقام عالی سیاسی ترکیه یا فلان سفیر برای شما تلگراف فرستاده و جویای حال شما شده است ، هیچ پاسخ نمی دادند .

بیشتر بخوانید

مجتهدی که میدان مغناطیسی قویی داشت!

فرزند یکی از تجار اصفهان وقتی از مدرسه به سوی خانه میرفته از جلوی دکان آهنگری و جوشکاری عبور می کند که ناگهان تکه ای فلزی پرت میشود و وارد چشم او میشود.

سریعا او را به بیمارستان اصفهان انتقال میدهند و پس از انجام عکس ها و کارهای مقدماتی پزشک جراح چشم نظر خود را چنین اعلام می کند:

بیشتر بخوانید

مجتهدی که حتی بعد از مرگش خانمی را حامله کرد!

من و همسرم مدتها بود که دارای فرزند نمیشدیم و به همین خاطر به بسیاری از اطبای ایران مراجعه کردیم ولی همه شان حرفشان یکی بود: شما از نظر پزشکی به هیچ عنوان نمی توانید بچه دار شوید. چندین نوبت به پزشک های خارجه هم مراجعه کردیم ولی پاسخ آنها هم منفی بود.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که از روی غذاهای توی سفره فهمید میزبان خانم بازی میکرده!

یکی از ارادتمندان مرحوم آیت الله ابطحی نقل میکرد:

روزی مرحوم ابطحی را به میهمانی منزل یک آقا و خانم مهندسی دعوت کردیم، ابتدا فرمودند: نمی آیم ولی سپس فرمودند: می آیم!

وقتی موقع غذا شد، مرحوم نگاهی به سفره کردند و دست به هیچ یک از غذاها نزدند و خود را با نان و سبزی و غیره مشغول کردند.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که برای تیم ملی مدال آورد

کی از ورزشکاران تیم ملی خاطراتی از  حضرت آیت الله حاج سید محمد باقر موحد ابطحی را چنین نقل می کند:

در سال 1374 قبل از آنکه عازم مسابقات جهانی کاراته در فرانسه بشویم  تمامی بچه های تیم ملی کاراته را به محضر حضرت آیت الله ابطحی در قم بردیم تا آقا دستی به سر آنها بکشند!!

این زمانی بود که ایران هنوز در مسابقات بین المللی کاراته مدالی نگرفته بود. چون مسابقات جهانی در آن زمان به این صورت بود که مجموع امتیازات خانم و آقا را حساب میکردند و تیم قهرمان را مششخص میکردند. اما از آنجایی که ما تیم زنان نداشتیم بالتبع امتیازات مان هم کم بود و شانس قهرمانی نداشتیم و محال بود که امتیازمان به قهرمانی برسد.

بهرحال خدمت آیت الله ابطحی رسیدیم و ایشان کمی برایمان صحبت کردند و سپس یکایک اعضای تیم ملی را دستی بر سرشان کشیدند و در گوش آنها اذان و اقامه گفتند!!

بیشتر بخوانید