Politico: آیا بشار اسد در حال سقوط است؟

By CHARLES LISTER

در حالی که جهان متوجه نبود، سوریه به سمت فروپاشی حرکت کرده است، و دیکتاتور دمشق در ضعیف ترین موقعیت خود قرار دارد. ایالات متحده اکنون یک فرصت محدود برای جلوگیری از فاجعه دارد.

“ما به پیمان صلح وفاداریم … اما گلوله جواب گلوله خواهد بود. “

این پیغامی بود که روز سه شنبه پس از سه روز تشدید اعتراضات توسط جامعه دروزی در استان جنوبی سویدا خطاب به بشار اسد گفته شد. از آن زمان، مخالفت با رژیم اسد به طور روز افزونی تشدید یافته. در مقابل طرفداران رژیم اسد روز چهارشنبه تظاهرات کردند که عمدتا از کارمندان دولت که برای شرکت در تظاهرات توسط پلیس مخفی رژیم تحت فشار قرار گرفته بودند تشکیل شده بود. معترضین روز چهارشنبه و پنجشنبه دوباره بر ضد اسد به خیابانها رفتند. برخی از آنها پرچم انقلاب سوریه را حمل میکردند.

تا همین اواخر، دروزیها عمدتاً در درگیری های نه ساله سوریه دخالت چندانی نداشتند، اما بحران رو به رشد اقتصادی کشور آنها را هم وادار کرده به خیابان بیایند. معترضین به طور مستقیم خطاب به اسد، شعار دادند “نفرین به روح تو [تف به قبرت-مترجم]، ما برای سرنگونی تو می آییم” و ابراز همبستگی خود را با جامعه مخالف 3 میلیون نفری در Idlib، آخرین موضع شورشیان مسلح علیه اسد ابراز داشتند.

پس از نزدیک به یک دهه سرکوب اینطور به نظر میآمد که بشار اسد مخالفین را سرکوب کرده و از انقلاب چیز زیادی نمانده ولی حقیقت اینستکه که ریشه قیام ۲۰۱۱ نه تنها از بین نرفته بلکه بیشتر ریشه دوانیده. اکثریت مردم احساس میکنند زندگی در سال 2020 بسیار بدتر از زندگی در اوج درگیری های مسلحانه در سراسر کشور در سالهای 15-2014 است. اسد برای حفظ قدرت، اقتصاد و زیر بنای مملکت خود را نابود كرده.

در حال حاضر، با در نظر گرفتن همه شرایط، به نظر می رسد سه سناریو در چشم انداز سوریه متصور است. اولین سناریو اینستکه اسد میتواند کشور را مانند کره شمالی با قطع ارتباط با اقتصاد جهانی, سرکوب شدید و تکیه بر هواداران برخوردار از رانت, اداره کند. سناریوی دیگر اینست که رژیم از هم بپاشد و با یک هرج و مرج غیر قابل تصور, کشتار و سومالیایی شدن سوریه روبرو باشیم. سناریوی سوم اینستکه که یک تغییر در راس هرم قدرت اتفاق بیفتد. در این حالت نارضایتی به حدی بالا میگیرد که طرفداران اسد هم از دور او پراکنده میشوند و با فشار از طرف روسیه رژیم دیگری جایگزین رژیم فعلی میشود.

ولی یک سناریوی چهارمی هم وجود دارد که ایالات متحده همراه با همپیمانان اروپایی خود قدرت انجام آنرا دارد. در حال حاضر انتقادات شدیدی به سیاست روسیه, که همراه ایران پشتیبان اصلی اسد است, در داخل این کشور به وجود آمده. سوریه برای متحدان آن (روسیه و ایران) تبدیل به قلکی شده که هر چه در آن پول میاندازند پر نمیشود. این یک امکان خوب برای یک اجماع جهانی برای حل مناقشه سوریه در مقابل ایالات متحده و متحدانش قرار میدهد.

در ماه های اخیر، اقتصاد سوریه به شدت به هم ریخته است. در این مدت تورم افسار گسیخته، بیکاری انبوه و کمبود مواد غذایی شدیدا افزایش یافته. نرخ تبدیل پوند سوریه نسبت به دلار آمریکا به 2400-3000 رسیده، متوسط ​​حقوق ماهیانه در سوریه اکنون معادل یک هندوانه یا دو پوند لیمو است! حداقل 85 درصد از مردم سوریه در فقر زندگی می کنند و رژیم نتوانسته است منابع کافی گندم را برای باقی مانده سال 2020 فراهم کند. به این ترتیب قحطی نان دیگر فقط یک نگرانی نیست, بلکه فقط زمان آن نرسیده. حتا برخی سازمان های غیردولتی بی سر و صدا نسبت به قحطی هشدار می دهند که ممکن است در اواخر سال جاری یا در سال 2021 رقم بخورد.

در همین حال، تصمیم اخیر ترکیه مبنی بر به جریان انداختن لیر ترکیه در Aleppo, مناطقی که آنها را با کمک نیروهای مخالف رژیم اسد کنترل می کند، حدود 18 درصد ساکنین کنونی سوریه را از اقتصاد این کشور خارج میکند. این میتواند میخ آخر بر تابوت اقتصاد سوریه باشد و دو متحد اصلی اسد، روسیه و ایران، هم نمیتوانند کاری برای نجات سوریه از این باتلاق انجام دهند.

فشار اقتصادی موجب شده که اخیرا اسد دست به اعمال دیوانه واری بزند. یکی از مهمترین آنها این بوده که پسر عموی بیلیونر خود رامی مخلوف (Rami Makhlouf) را به زندان انداخته و اموال وی را مصادره کرده. رامی مخلوف صاحب بزرگترین شرکت تلفن همراه سوریه (SyriaTel) است و گفته میشود بزرگترین حامی مالی رژیم اسد از زمان برپایی قیام بر ضد پسر عموی خود بوده. البته رامی مخلوف هم ساکت ننشسته و از زندان چندین ویدئو در فیسبوک منتشر کرده و در آنها از خیانت ها و جنایت های پسر عموی خود سخن گفته. این ویدئو ها اضطراب زیادی در جامعه تجاری سوریه ایجاد کرده زیرا بعید به نظر می رسد که وی آخرین قربانی بشار اسد در تلاش برای حفظ قدرت باشد.

به اینها اضافه کنید: بحران اقتصادی در کشور همسایه (لبنان), بقایای داعش در صحرای مرکزی سوریه, حمایت ترکیه از نیروهای مخالف بشار اسد در شمال شرق سوریه, و بمباران مداوم نیروهای رژیم جمهوری اسلامی ایران در مناطق مختلف سوریه توسط آرتش اسرائیل!

هیچ راه حل جادویی برای مشکلات متعدد سوریه وجود ندارد. با این حال، سوریه برای امنیت ملی و منافع ایالات متحده در خاورمیانه اهمیت دارد. عوامل بی ثبات کننده ای که ناشی از بحران سوریه بوده و جهان را در یک دهه گذشته متحول ساخته، گواه قابل توجهی از اهمیت سوریه است. تعداد انبوه مهاجران این کشور به اروپا باعث افزایش پوپولیسم و ​​سیاست های راست افراطی در سراسر جهان، Brexit و تضعیف اتحادیه اروپا شد. ظهور ناگهانی داعش و واکنش گسترده نظامی بین المللی به آن، نتیجه جنگ داخلی سوریه بود. حتا میتوان انتخاب ترامپ در سال 2016 را تا حدودی به هرج و مرج سوریه ارتباط داد.

اسد با یک فهرست طولانی از جنایات جنگی، از جمله بیش از 350 حمله با سلاح شیمیایی به مردم خود، بیش از هر بازیگر دیگری در تاریخ مدرن، هنجارهای بین المللی را نقض کرده است. روسیه با قاطعیت به خاورمیانه بازگشته و ارتش دوم ناتو (ترکیه) را عملاً از نقش آفرینی عمده در سوریه خارج کرده و نفوذ و اعتبار ایالات متحده را در سراسر منطقه تضعیف کرده. ایران برای دستیابی به هدف منطقه ای چند ساله خود که تشکیل یک هلال شیعی از تهران تا فلسطین است، بر پیچیدگی مشکلات سوریه افزوده. همچنین 700000 كشته و نزدیک به 12 میلیون آواره سوری، بر دوش جهان سنگینی میکند.

آمریکا همیشه علاقه به کمک برای حل بحران های سوریه داشته، اما به ندرت فرصت اینچنینی برای اثر گزاری نصیبش شده. حضور نظامی ما (آمریکا) هر چند در مقیاس کوچک در شرق سوریه، جایی که ما به حفاظت از تقریباً 25 درصد از منابع نفتی سوریه کمک می کنیم، مکان مهمی را در میز بازی سوریه برای ما فراهم می کند. تنها راه خروج سوریه از این بحران که برای چندمین بار شدت گرفته باز شدن دروازه های دیپلماسی بین المللی و گشایش اقتصادی است.

طی چند روز آینده، مهمترین تحریم هایی که تاکنون به سوریه تحمیل شده است – قانون سزار – لازم الاجرا خواهد بود که مانع هرگونه تعامل اقتصادی با رژیم اسد توسط هر بازیگر جهانی خواهد شد. این یک گام مهم و به موقع است، اما آنچه همراه آن لازم است تعامل دیپلماتیک است، که در آن ایالات متحده باید تلاش کند تا از ضعیف ترین دوره رژیم اسد در طی نه سال گذشته استفاده کند.

در هفته های اخیر وزارت امور خارجه در پشت صحنه با مسکو مشغول رایزنی در مورد امکان یک راه حل دیپلماتیک جدید در سوریه است. گرچه روسیه اقدامات زیادی در سوریه انجام داده و بی رحمانه مخالفان دولت بشار اسد را سرکوب کرده، اما کرملین با اهرمهایی که در دست دارد به تنهایی نمی تواند به نتیجه مطلوب خود در سوریه دست پیدا کند. اولتیماتوم واشنگتن باید ساده باشد: انزوای اقتصادی رژیم اسد که برای ما بسیار آسان است برای شما بسیار پرهزینه و خطرناک است, اما شدت این خطر می تواند در ازای اصلاحات سیاسی اساسی از طرف حکومت دمشق کاهش یابد. درخواستهای ایالات متحده باید شامل یک روند سیاسی منجر به تقسیم قدرت در سوریه، آتش بس در سراسر کشور، آزادی هزاران زندانی سیاسی، اصلاح قانون اساسی، پذیرش عدم تمرکز و انتخابات تحت نظارت بین المللی و حل مساله آوارگان سوریه باشد.

اگرچه کانال های پشت پرده با مسکو و گفتگو با اروپا لازم است، اما کافی نیست. اکنون واشنگتن باید با تدبیر توپ دیپلماتیک را به گردش درآورد. اگر در این لحظه مناسب نتوانیم به طور قاطعانه با همپیمانان مان تشریک مساعی کنیم، شاید در آینده پشیمان شویم.

منبع:

Is Assad About to fall?

رامی مخلوف (Rami Makhlouf) کیست؟
به اشتراک بگذارید: