مجتهدی که میدان مغناطیسی قویی داشت!

فرزند یکی از تجار اصفهان وقتی از مدرسه به سوی خانه میرفته از جلوی دکان آهنگری و جوشکاری عبور می کند که ناگهان تکه ای فلزی پرت میشود و وارد چشم او میشود.

سریعا او را به بیمارستان اصفهان انتقال میدهند و پس از انجام عکس ها و کارهای مقدماتی پزشک جراح چشم نظر خود را چنین اعلام می کند:

بیشتر بخوانید

مجتهدی که حتی بعد از مرگش خانمی را حامله کرد!

من و همسرم مدتها بود که دارای فرزند نمیشدیم و به همین خاطر به بسیاری از اطبای ایران مراجعه کردیم ولی همه شان حرفشان یکی بود: شما از نظر پزشکی به هیچ عنوان نمی توانید بچه دار شوید. چندین نوبت به پزشک های خارجه هم مراجعه کردیم ولی پاسخ آنها هم منفی بود.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که از روی غذاهای توی سفره فهمید میزبان خانم بازی میکرده!

یکی از ارادتمندان مرحوم آیت الله ابطحی نقل میکرد:

روزی مرحوم ابطحی را به میهمانی منزل یک آقا و خانم مهندسی دعوت کردیم، ابتدا فرمودند: نمی آیم ولی سپس فرمودند: می آیم!

وقتی موقع غذا شد، مرحوم نگاهی به سفره کردند و دست به هیچ یک از غذاها نزدند و خود را با نان و سبزی و غیره مشغول کردند.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که برای تیم ملی مدال آورد

کی از ورزشکاران تیم ملی خاطراتی از  حضرت آیت الله حاج سید محمد باقر موحد ابطحی را چنین نقل می کند:

در سال 1374 قبل از آنکه عازم مسابقات جهانی کاراته در فرانسه بشویم  تمامی بچه های تیم ملی کاراته را به محضر حضرت آیت الله ابطحی در قم بردیم تا آقا دستی به سر آنها بکشند!!

این زمانی بود که ایران هنوز در مسابقات بین المللی کاراته مدالی نگرفته بود. چون مسابقات جهانی در آن زمان به این صورت بود که مجموع امتیازات خانم و آقا را حساب میکردند و تیم قهرمان را مششخص میکردند. اما از آنجایی که ما تیم زنان نداشتیم بالتبع امتیازات مان هم کم بود و شانس قهرمانی نداشتیم و محال بود که امتیازمان به قهرمانی برسد.

بهرحال خدمت آیت الله ابطحی رسیدیم و ایشان کمی برایمان صحبت کردند و سپس یکایک اعضای تیم ملی را دستی بر سرشان کشیدند و در گوش آنها اذان و اقامه گفتند!!

بیشتر بخوانید

مجتهدی که آثار حضورش روی تختخواب باقی مانده بود!

دکتر میرلوحی متخصص قلب و عروق و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله نقل می کند:

اوایل اقامت مان در تهران بود که روزی از دانشگاه به خانه آمدم. از آنجایی که خسته بودم، مستقیما به اتاق خواب رفتم تا کمی استراحت کنم. وقتی وارد اتاق شدم دیدم یک نور سبزی در اتاقم ساطع شده! و این حالت نور بر روی تختخواب بیشتر بود!

خیلی برایم عجیب بود. از اتاق بیرون آمدم و از عیال پرسیدم: که آیا کسی اینجا بوده؟

بیشتر بخوانید

مجتهدی که در حادثه 11 سپتامبر هم دست داشت

حاج رضا ملکی از چهره های ورزشی ایران نقل می کند می خواستم به زیارت عتبات عالیات در عراق بروم، برای خداحافظی خدمت آیت الله آسید باقر موحد ابطحی رسیدم.

وقت خداحافظی به من فرمودند: وقتی انجا مشرف شدی یک خبر بسیار مهم به گوشتان خواهد رسید که خبری جهانی است و دنیا را تکان خواهد داد.

از ایشان پرسیدم: آن خبر چیست؟ ما را مطلع کنید که بسیار کنجکاو هستم.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که با گریه و زاری کامیون را از باتلاق بیرون کشید

یک روز با ماشین جیپ من در خدمت آیت الله ابطحی به روستایمان رفتیم تا نسبت به تاسیس امامزاده روستا اقدام کنیم.  به آنجا که رسیدیم رفتیم و جلو محل امامزاده نشستیم و منتظر کامیون مصالح و کارگز و بنا شدیم.

یک مرتبه یک سواری سر رسید و گفت: حاج آقای ابطحی! کامیون سیمان و آهن به همراه استاد رجبعلی بنا از اصفهان حرکت کرده اند و در بین راه در یک باتلاق و آب و گل فرو رفته اند.

آیت الله ابطحی فرمودند: عزیز آقا! بلند شو ماشین را روشن کن تا برویم.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که خامنه ای را از مرگ نجات داد!

باز هم داستان در مورد کرامات آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی است. همان مجتهدی که امام زمان به او کمک کرد تا کامپیوترش را روشن کند (لینک)

بیشتر بخوانید

مجتهدی که از امام زمان یکدستگاه کامپیوتر اپل طلب کرد!

دوستان گرامی! فکر نکنید دارم برایتان طنز می نویسم. این داستان را در کتاب ” در شعاع جانان” که پیرامون شرح کرامات و فضائل مرحوم آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی نوشته شده پیدا کردم و باور بفرمایید چیزی

بیشتر بخوانید