اثبات اعتبار کتاب اصول کافی

روزی در محضر امام باقر(ع) بودم، ناگاه یک جفت پرنده قمری آمدند و روی دیوار خانه امام باقر(ع) نشستند، طبق معمول خود سروصدا می کردند، و امام باقر(ع) ساعتی به آنه پاسخ داد، سپس آنها روی دیوار دیگر پریدند، قمری نر مدتی بر سر قمری ماده فریاد می کشید، و سپس با هم پریدند و رفتند، از امام باقر(ع) پرسیدم:
ماجرای این دو پرنده چه بود؟.
امام باقر: ای پسر مسلم! هر پرنده و جاندار و چارپائی را که خدا آفرید، از همه کس، نسبت به ما شنواتر و فرمانبردارتر است، این دو قمری که یکی نر بود و دیگری ماده، قمری نر به قمری ماده بدگمان شده بود، قمری ماده سوگند یاد می کرد که دامنش پاک است، و گفته بود آیا به قضاوت امام باقر(ع) راضی هستی، قمری نر پیشنهاد قمری ماده را پذیرفته بود با هم نزد من برای داوری آمده بودند (آنها به اینجا آمدند و شکایت خود را مطرح کردند) و من به قمری ماده گفتم: تو نسبت به ماده خود ظلم کرده ای.
قمری نر، داوری مرا پذیرفت، و قمری ماده را(در پاکدامنیش) تصدیق کرد.

بیشتر بخوانید