کلنی انسانی…

چیزی که شب و روز از خودم می پرسم و برایش پاسخی پیدا نکردم اینست که برنامه ی بقا برای انسان تابع چه ارزش هایی بوده که حتی با وجود سیگنال های تماما اشتباه حسی او و تفسیرهای به کل اشتباه تر از آنها در مغزش (تفسیر عامدانه ی اشتباه از جهان به قصد تداوم بقا) باز هم در کنار چنین الگوی هولناکی از زیستن، این حجم از استعداد “فساد پذیری معادل با نظم آفرینی!” در او و سیستم های تالیفی اش به ودیعه گذاشته؟

بیشتر بخوانید