مجتهدی که با توفیق الهی رفت صفا، سیتی، منگوله!

در كتاب کرامات و حکایات عاشقان خدا جلد  اول، آمده است كه روزی جمعی از اشرار اصفهان که مرتکب  هرگونه خلافی شده بودند،تصمیم می گیرند کار جدیدی و سرگرمی تازه ای برای آن روز خود بسازند.پس از شور و مشورت با یکدیگر،به این فکر می افتند که یک نفر آخوند را پیدا کرده و سر به سر او گذاشته و به اصطلاح خودشان تفریحی بکنند!

به همین خاطر در خیابان و کوچه به دنبال یک آخوند می گردند که از قضا چشم آنان به عارف بالله و سالک الی الله مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ بیدآبادی(رضوان الله علیه) می افتد که در حال گذر بودند.

بیشتر بخوانید