دوران پهلوی یک پرانتز بود میان مجازات وحشیانه اسلامی

در مدتی که در تهران بودیم شنیدیم که حدود ده راهزن را که نزدیک همدان به کاروانی حمله کرده و مردم را کشته و بار و بنه شان را برده بودند مجازات می کنند. این مجازات در میدانی بزرگ در مرکز تهدان اجرا میشد به نام میدان اعدام.

این تبهکاران را از زندان تا این میدان پیاده به صف گرداندند و میرغضب که در جلو آنها میرفت دشنه اش را پی در پی تاب میداد.

جلاد در خیابان میرفت و با فریاد به مردم می گفت که محکومان را برای اعدام می برند. مردم رهگذر و تماشاچی هم خرده پولی کف دست جلاد می گذاشتند. این پول در واقع انعام میرغضب بود. پس از اجرای مجازات هم جلاد دوره می گشت و اجرا شدن حکم را فریاد میکرد و با این کار تا سه روز می توانست پول جمع کند.

بیشتر بخوانید

وزیر خارجه ای که خیال میکرد ژاپن توی اروپاست

مقدمه: دردوره  ناصر الدین شاه، ایران دارای دو نخست وزیر با درایت داشت یکی امیر کبیر بود و دیگری سپهسالار. سپهسار مردی فرنگ رفته و دنیا دیده بود. زبان فرانسه را بخوبی می دانست و در نظر داشت ساختار حکومتی فرانسه را در ایران پیاده کند که با فتنه آخوندها و بدگویی آنها در نزد شاه، از مقام خود خلع شد و چندی بعد ترور شد.

بعد از او امین الملک صدر اعظم ایران شد. او شخصی را به سمت وزیر خارجه ایران برگزید که اصلا نه زبان خارجه می دانست و نه کوچکترین دانشی از جغرافیا.

بیشتر بخوانید