سه خبر مرگ شیرین، شیرین تر از عسل

وی این مدت 40 ساله زمامداری آخوندها سه بار از مرگ ناگهانی جنایتکاران وابسته به رژیم از اعماق قلبم خوشحال شدم.

نخستین ان زمانی بود که شنیدم لاجوردی (جلاد اوین) توسط مجاهدین در بازار تهران ترور شد. با وجودیکه هیچ رقابت فکری و گرایش سیاسی با مجاهدین نداشته و ندارم ولی واقعا از این کار شجاعانه شان خوشحال شدم. لاجوردی سالها بهترین جوانان این مرز و بوم را فقط بدلیل هواداری از سازمان های سیاسی در زندان اوین به شدیدترین شیوه های قرون وسطایی شکنجه میکرد. پروژه تواب سازی در دوره مدیریت او شروع شد. او برای آنکه مطمئن شود یک زندانی واقعا توبه کرده یا نه از او میخواست طناب دار را بر گردن هم سازمانی های خود بیاندازد. بسیاری از زندانیان دوران طلایی حضرت امام که لاجوردی آنها را شکنجه میکرد و یا اعدام نمود نوجوان بودند و اصلا قادر به تشخیص خوب و بد ایدئولوژی سازمانهای سیاسی آن دوره نبودند.

بیشتر بخوانید

آدمفروشی فرخ نگهدار به روایت رفقای سابقش

شاید برخی از خوانندگان گرامی پیش خود بگویند اصلا فرخ نگهدار کدام خری است که ما بخواهیم در مورد او وقت و انرژی تلف کنیم. مخصوصا نسل جوان که دوران پیش انقلاب را ندیده اند و سالهای تیره و تاریک دهه 60 را به خاطر ندارند.

اما دلیل پرداختن به این جرئومه خیانت شناساندن ماهیت خبیث مخالفین پهلوی است. فرخ نگهدار رهبر یکی از گروههای چریکی و انقلابی مخالف پهلوی بود که بعد از انقلاب بجای مبارزه با دیکتاتوری ولایت فقیه، عملا در دستگیری و اعدام جوانان ایرانی نقش بسزایی را ایفا کرده و جالب اینکه هنوز هم دست از حمایت و پشتیبانی خود از رژیم اشغالگر ایران برنمی دارند و شب و روز مردم را به رفتن به پای صندوقها و دل بستن به اصلاحات دروغین تشویق می کنند تا موجب طولانی تر شدن عمر این حکومت ارتجاعی شوند.

بیشتر بخوانید