مجتهدی که برای تیمارستان بازاریابی میکرد!

جناب استاد علامه طباطبايى قدس سره اين مطلب را از استادش جناب قاضى نقل كرد كه : مرحوم قاضى فرمود: من كه به نجف تشرف حاصل كردم ، روزى در کوچه ای آخوندى را ديدم شبيه آدمى كه اختلال حواس

بیشتر بخوانید

مجتهدی که به بهشت رفت و جُنُب برگشت!

آية اللّه آقا سيّد جمال گلپايگانى (رضوان الله علیه ) مى فرمودند: روزى نشسته بودم . ناگاه احساس کردم وارد باغى شدم كه بسيار مجلّل وباشكوه بود و مناظر دلفريبى داشت . ريگهاى زمين آن بسيار دلربا بود و درختها

بیشتر بخوانید

مجتهدی که روی عمامه اش نورافکن نصب کرده بود

در بين راه مختصر خوفى به جهت ظلمت محض و تنهايى در ايشان پيدا مى شود. به مجرّد اين خوف ، يك مرتبه نورى همچون چراغ در پيشاپيش ايشان پديدار شد كه با ايشان حركت مى كرد.
آقا با اين نور به محلّ وضوخانه رفتند. تطهير كرده و وضو گرفتند و سپس به جاى خود يعنى مسجد سهله حركت كردند و در همه اين احوال آن نور در برابرشان قرار داشت . همين كه وارد مسجد شدند آن نور نيز از بين رفت .

بیشتر بخوانید

مجتهدی که توی رختخواب مسخره بازی درمی آورد

موقع خواب برايش رختخواب گذاشته و از اطاق خارج شدم .
پس از چند ساعت جهت انجام كارى به آن اطاق رفتم . مرحوم الهيان زانو را در بغل گرفته و نشسته بود.
گفتم : آقا دايى ! چرا نمى خوابيد؟

بیشتر بخوانید

مجتهدی که سر صحنه نمایش مچ رفیقش را گرفت

روزى وارد مسجد سپهسالار (مدرسه شهيد مطهرى ) شدم و جلو يكى از حجرات روى سكويى نشستم. چند دقيقه اى گذشت ، صداى شخصى را شنيدم كه گفت : ((سلام عليكم )).

با خود گفتم : چه كسى است كه چنين با ما احترام مى گذارد و مؤ دبانه سلام مى كند! هر چه به اطرافم نگريستم كسى را نديدم . دوباره همين سلام تكرار شد، به بالاى سرم نگاه كردم كسى را نديدم ، تعجب كردم كه اين صدا از كيست . بار سوم كه صدا را شنيدم ، برگشتم نگاهى به حجره پشت سرم انداختم . ديدم طلبه اى است كه او را مى شناسم (استاد نام طلبه و پدرش را ذكر نفرمودند) داخل حجره اش آينه اى گذاشته بود، لباس و عمامه اش را هم پوشيده بود و قدم مى زد و هر بار كه از جلو آينه عبور مى كرد، با صداى بلند و با حالت علمايى مى گفت : سلام عليكم !! فهميدم كه دارد مشق مى كند كه در كوچه و بازار، چگونه و با چه حالتى سلام مردم را بدهد و چگونه قيافه بگيرد!

بیشتر بخوانید

مجتهدی که علت کودن بودن آخوندها را کشف کرد

اشكال ما همين است ، هر چه را چشم ديد مى خواهيم و انجام مى دهيم. الآن من چايى نمى خواستم ، اما چشمم افتاد كه شما مى خوريد و روى عادت، من هم خوردم.  همين است كه ماها كودن ايم!! اين كه امام صادق عليه السلام فرمودند: چيزى را كه طبع مايل و نيازمند نيست نخوريد كه كودن بار مى آييد، همين است . هر چيزى را به محض عادت و اين كه چشممان افتاد، نبايد بخوريم و بياشاميم ، اين تنبلى ها و كودنى ها مال همين است .
در پايان فرمودند: اصلا اين چايى ها چه اثرى دارند كه ما اين قدر مى خوريم، سپس با لبخنده شيرين خاصى فرمودند: اين چايى لايزيد الا بولا!! (یعنی چایی فقط ادرار را زیاد می کند)

بیشتر بخوانید

مجتهدی که همیشه بی هوش بود

مرحوم علامه طباطبايى برای عمل چشم به لندن رفتند، وقتى ايشان را براى معالجه به بیمارستان برده بودند اطبا به وى گفته بودند، در مقابل چشم شما پرده اى است كه بايد برداشته شود تا چشم بينايى خود را باز یابد، ايشان هم اعلام رضايت كرده بودند.

بعد كه پزشكان گفته بودند، براى عمل جراحى بايد شما را بيهوش كنيم اما ایشان مخالفت كرده و فرموده بودند، بدون بيهوش كردن عمل كنيد و آنها نيز گفته بودند، چون چشم شما بايد به مدت “پانزده دقيقه” باز باشد و پلك نزند، ناچاريم اين كار را بكنيم.

ايشان فرموده بودند، من چشم خود را باز نگه مى دارم و به مدت “هفده دقيقه” چشم خود را باز نگه داشته بودند و حتى يك بار هم پلك نزده بودند.

(یعنی حاج آقا دو دقیقه هم بیشتر برای پزشکان پلک نزدند تا مشتری بشوند!)

بیشتر بخوانید

مجتهدی که از قیافه افراد می فهمید دخول کرده یا خیر

یكى از ماءموران شهربانى زمان شاه استعفا كرد و به شغل آزاد پرداخت . از او دليل كارش را پرسيدند و گفت : کرامات آيت اللّه مرعشی نجفى باعث اين كار شد. گفتم : جريان چيست ؟ گفت : شبى

بیشتر بخوانید

مجتهدی که خودکار بیک از امام هفتم گرفت

یکی از آخوندهایی که کرامات زیادی داشت شخصی بوده به نام سید عبدالله شبر. محل زندگی او در نجف و کاظمیه بوده و نزد مؤمنان کاظمیه به «صاحب الدعوه المستجابه» شهرت داشت. راز بزرگ این آخوند حقه باز کاظمیه در

بیشتر بخوانید