مجتهدی که مخالف پنکه بود

منزل ما مقابل منزل آیت الله آشیخ مرتضی زاهد بود. هر هفته یک شب جلسه ای داشتیم و جناب شیخ به منزل ما می آمدند و پس از ادای نماز مغرب و عشا که به جماعت میخوانیدم ایشان مسئله و

بیشتر بخوانید

مجتهدی که تا اسم ته دیگ می آمد هوش از سرش می پرید

آیت الله اراکی می فرمودند: میرزای شیرازی بزرگ در آخرین بیماری خویش ، حالشان سخت می شود . در آن زمان تلگرافهای بسیاری از مقامات داخلی و خارجی خدمت ایشان مخابره می شده است ، وقتی تلگرافها را برای ایشان

بیشتر بخوانید

مجتهدی که طلبه ها را تور می کرد

حضرت آيت‎الله بهاءالديني ـ قدس سرّه ـ از علماي بزرگ حوزه علميه قم بود. يكي از طلاب قم مي‌گويد: نيمه شبي، حدود ساعت يك، خواب را بر چشمان خود نمي‌ديدم. بدون اختيار، لباس پوشيدم و از خانه بيرون آمدم. از

بیشتر بخوانید

مجتهدی که ماریجوانا کشیده بود، آدمها را بصورت بزغاله میدید

به محض ورود به بازار بزغاله های  بسیاری را دیدم و دانستم که آنها همان اهل بازار هستند وحشت مرا فرا گرفت. فقط دو نفر را به صورت انسان مشاهده نمودم یکی آقا سیدجعفر ساعت ساز که شغلش تعمیر و فروش ساعت بود و دیگری شغلش ترمه فروشی اما بقیه همگی حیوان بودند. در حالی که می رفتم از ترس عبای خود را روی سرم کشیدم تا کسی را نبینم. ولی از از دیدن پای افرادی که از کنارم می گذشتند وحشت می کردم تا اینکه نزدیک حمام شاه رسیدم و احساس کردم که از ترس دیگر قادر به حرکت نیستم. به مدرسه بازگشتم استادم آقای سیدمحمدرضا خراسانی (ره) مرا دید و گفت: چه پیش آمده است؟ دعوا کرده ای که رنگ صورتت تغییر کرده؟

بیشتر بخوانید

مجتهدی که آخوند سنی را زنده به گور کرد

گویند که چون مادر ھلاکو وفات یافت بعضی از اعاظم علمآء عامّه (یعنی علمای اهل تسنن) به هلاکوخان گفتند وقتی اموات را در قبر می گذارند، نکیر و منکر از اعتقادات و اعمال آنان سوالاتی می پرسند و از آنجایی که والده شما عوام و بیسواد بوده و سررشته سوال و جواب ندارد بهتر است خواجه نصیرالدین را به همراه او به قبر بفرستی که جواب سوالات نکیر و منکر را بدهد.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که صدای آخ و اوخش همه را بیدار میکرد

یکی از اساتید حوزه علمیه قم گوید: شبی مهمان حضرت امام در نجف بودم، نصف شب از خواب بیدار شدم و صدای آه و ناله شنیدم، نگران شدم که در خانه چه اتفاقی افتاده است!حاج آقا مصطفی را بیدار کردم

بیشتر بخوانید

مجتهدی که برنامه عروس و داماد در شب زفاف را خراب کرد

آیت اللَّه شیخ جعفر نجفی (ره) در شب زفافِ دختر و دامادش، هنگام نیمه شب به در خانه آنان رفت و فرمود: برخیزید که آبی برای شما گرم کرده ام، غسل کنید و نماز شب بخوانید! منبع: تذکرة العلماء: ص

بیشتر بخوانید

مجتهدی که نمی گذاشت همسایه ها بخوابند

ین بزرگوار (یعنی حجة الاسلام شفتی) از نیمه شب تا صبح، به گریه و زاری و تضرّع اشتغال داشت و در صحن کتابخانه اش، مانند دیوانگان می گردید و دعا و مناجات می خواند و بر سر و سینه می زد تا صبح، و چنان صدای گریه او بلند بود که اگر همسایه ها بیدار می شدند و می شنیدند. بالأخره، از کثرت گریه و زاری، در اواخر عمر به بیماری «باد فتق» مبتلا شده بود و پزشکان هر چه معالجه کردند سودی نبخشید.

بیشتر بخوانید