مجتهدی که نمی گذاشت همسایه ها بخوابند

ین بزرگوار (یعنی حجة الاسلام شفتی) از نیمه شب تا صبح، به گریه و زاری و تضرّع اشتغال داشت و در صحن کتابخانه اش، مانند دیوانگان می گردید و دعا و مناجات می خواند و بر سر و سینه می زد تا صبح، و چنان صدای گریه او بلند بود که اگر همسایه ها بیدار می شدند و می شنیدند. بالأخره، از کثرت گریه و زاری، در اواخر عمر به بیماری «باد فتق» مبتلا شده بود و پزشکان هر چه معالجه کردند سودی نبخشید.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که مثل چارلی چاپلین تیز و فرز بود

عده اى از علماى اهل سنت به علاّمه امینى صاحب کتاب الغدیر مراجعه نمودند و گفتند: در حالات على علیه السّلام آمده است که شبها هزار رکعت نماز مى خواند، در حالى که براى هیچ انسانى ممکن نیست که از

بیشتر بخوانید

مجتهدی که شبها جیم میشد!

شبي با آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری رحمه الله در يك خانه واقع در گيلان مهمان بوديم . راه دور بود، بنابراين شد كه شب را در خانه به روز آوريم . پس از صرف شام ميزبان براي

بیشتر بخوانید

مجتهدی که طلبه ای را مجبور میکرد هر روز کباب بخورد

«در سال 1341 طلبه ای فقیر در مدرسه دارالشفاء حجره داشت و دچار ناراحتی اعصاب شده بود.

پزشک معالج او به او توصیّه کرده بود که کباب برگ بخورد ولی آن طلبه امکان آن را نداشت.

من وضع و حال او را خدمت حضرت امام خمینی مدّظلّه عرض کرد. امام مقدار قابل توجّه ای پول به من داد و فرمودند: هر روز بروید به مغازه قصّابی و گوشت کبابی بخرید و ببرید نزد آن طلبه همانجا بمانید تا او گوشت را کباب کند و بخورد.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که کارش تیغ زدن مردم بود

گاهی آخوندها میخواهند به مخاطبان ساده لوح خود بقبولانند که مجتهدین در نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردار بودند اما وقتی خوب به داستانهای آنها دقت کنیم درمی یابیم که آخوندها جز مفت خوری و تیغ زدن مردم کار دیگری بلد نبودند. برویم سراغ یکی دیگر از کرامات شیخ جعفر نجفی معروف به کاشف الغطاء

بیشتر بخوانید

مجتهدی که 50 درصد پورسانت گرفت

این داستانی که در زیر می خوانید را در چند کتاب مختلف که درباره کرامات دروغین آخوندها نوشته اند را خواندم و بار اول نفهمیدم که کجای این داستان کرامت است؟ این داستان خود مثالی گویا از کلاشی و پدرسوختگی و مفت خوری مجتهدین است. برویم سراغ اصل ماجرا:

بیشتر بخوانید

مجتهدی که شاگردانش را بخاطر گریه نکردن تنبیه کرد

آخوند ملازین العابدین سلماسی که از شاگردان برجسته مرحوم سیدمهدی بحرالعلوم بود نقل کرده که بحرالعلوم هر شب در میان کوچه های نجف می گشت و برای فقرا نان و غذا می برد.پس از چند روزی درس را تعطیل کرد.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که آرد خراب به نانوایی ها میفروخت

روزی در محضر آیت الله بروجردی رحمت الله علیه بودم. در ضمن صحبت، از بدی پخت نان شکایت کردند و فرمودند: نانوایی ها نان خوبی نمی پزند. من عرض کردم: از کدام نانوائی نان می گیرند؟ فرمود: فلان نانوائی. من

بیشتر بخوانید

مجتهدی که با بلوف زدن دشمنان اسلام را شکست داد

در زمان مرحوم آقا نجفی اصفهانی، در اصفهان بعضی از کشیشان شهر به ایشان گفته بودند:

شما، علمای امّت اسلام را با انبیاء بنی اسرائیل مقایسه می کنید و بلکه ایشان را از انبیاء بنی اسرائیل برتر می دانید. (یک حدیث هست که می گوید علمای شیعه از پیامبران قبل از محمد بالاترند)، حضرت مسیح (ع) مرده را زنده کرد آیا شما می توانید چنین کاری بکنید؟.

بیشتر بخوانید

مجتهدی که نمی دانست چک بانکی چیست

تا هفتاد هشتاد سال پیش مردم بدبخت ایران معمولا وجوهات شرعی خودشان را بصورت پول نقد و یا گونی های گندم و جو و یا پارچه به خدمت آخوندهای مفتخوار می بردند. در زمان آیت الله بروجردی که چک و سفته در بازار رونق یافته بود یک حاجی بازاری خمس دارائی خودش را طی یک فقره چک به محضر آیت الله بروجردی فرستاده بوده و این آخوند احمق خیال کرده که کار او توهین به مقام شامخ روحانیت است!

بیشتر بخوانید