مجتهدی که علم اش را موش خورد

مرحوم پدرم می فرمود: وقتی شدت گرفتاری و فقر طلاب علوم دینی را مشاهده نمودم تصمیمی گرفتم به کیمیا مشغول شوم و در صورت موفقیت، از آن در رفاه حال طلاب استفاده نمایم. از این رو نسخه ای از دستور کار کیمیاگری پیدا کرده و کوره و اسباب کار را مهیا نموده و نیمه شبی در حجره مشغول به کار شدم. صبح آن شب محصول کار را به نزد مرحوم حاج زرگرباشی معروف بردم و گفتم ببین این چیست؟ وی چند محک زد وگفت: شیخ این را از کجا آورده ای؟ گفتم: آن را یافته ام!!
وی گفت: این طلای ناب است

بیشتر بخوانید

علم کیمیا: دروغی دیگر از آخوندهای شیعی

وقتی داستان های کرامات دروغین آخوندها را میخوانیم به خیلی از مجتهدین و علمای دینی زیادی برمی خوریم که مدعی بودند علم کیمیا بلدند. یکی از اینها علامه بیدآبادی بوده که داستانش را در آینده برایتان نقل خواهم کرد. اما حتی آخوندهای دوران اخیر هم گاهگاهی فرصت پیدا میکردند و بطور دو پهلو ادعای  کیمیاگری میکردند و اگر کسی مچ آنها را میگرفت فورا می گفتند ما منظورمان طلای معنوی است و نه طلای مادی!

بیشتر بخوانید